مقاله 4. دوره سوم، شماره 34، مهر 1397

دانلود اصل مقاله

نویسندگان:

فائزه مایلی1، احمد شوهانی2

 

1- کارشناسی­‌ارشد علوم سیاسی، دانشگاه پیام نور تهران غرب  

2- استادیار، عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی، دانشگاه پیام نور تهران غرب

 

چکیده

دیپلماسی فرهنگی آمریکا و چین بعد از وقایع 11 سپتامبر اهمیت ویژه‌­ای پیدا کرد. هر دو کشور برای احیا و نفوذ قدرت نرم خود در میان کشورهای مختلف جهان سعی بر استفاده از ابزارهای مختلف فرهنگی بعنوان وسایل اعمال قدرت نرم به جای قدرت سخت جهت ارائه تصویری مردم‌­پسند و حق به جانب نمودند تا با استفاده از این ابزارها بیش از پیش به ترمیم وجهه خود در میان کشورهای ضعیف و قدرتمند و ناراضی دنیا دست یازند. پژوهش حاضر می­‌کوشد با استفاده از چارچوب نظری امپریالیسم فرهنگی به بررسی و بکارگیری ابزارهای فرهنگی که بخشی از سیاست فرهنگی دولت­هاست بپردازد. پرسش اصلی این است که نقش ابزارهای فرهنگی در گسترش سیاست‌­های بین­‌المللی قدرت­‌های بزرگ از 11 سپتامبر2001 تاکنون چگونه بوده است؟ در این پژوهش فرضیه اصلی آن است که آمریکا در کنار چین به دلیل برنامه­‌های اجرایی در طول چند دهه پس از جنگ­‌های جهانی توفیق بیشتری در ارتقاء سیاست­‌های بین‌­المللی خود از طریق بکارگیری ابزارهای فرهنگی داشته است. روش انجام این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی و گردآوری اطلاعات، به صورت کتابخانه‌­ای بوده است. باتوجه به بررسی­‌های انجام شده در یافته می­‌شود آمریکا با اجرای چندین دهه سیاست­‌های فرهنگی و استفاده از انواع ابزارهای فرهنگی در گسترش قدرت نرم خود، تاکنون موفق­ترین قدرت بزرگ جهان بوده است؛ ولی از سوی دیگر، چین در سه دهه اخیر با برنامه‌­ریزی­‌های دقیق و گسترده در سراسر جهان تلاش دارد جایگاه آمریکا را در تمامی حوزه‌­ها به دست آورد.

 

واژگان کلیدی: ابزارهای فرهنگی، قدرت نرم، قدرت بزرگ، آمریکا، چین

 

 

 

The Role of Cultural Tools in Expanding International Policies of the Great Powers since September 11 (Comparative Study: America and China)

 

Article 4.Vol.3. No.34. October 2018

 

Authors:

Faezeh Mayeli, Ahmad Shohani

 

Abstract

The cultural diplomacy of America and China has increased in the importance after the events happened on September 11. Both countries have tried to use different cultural tools as the means of soft power, instead of hard power, to reinvigorate their influence and soft power among different countries of the world. Their goal by providing a popular and reasonable image is to apply the mentioned tools for modifying their reputation more than before among the weak, powerful and not satisfied countries of the world. The present study by using cultural imperialism theoretical framework seeks to examine cultural tools which are a part of the cultural policy of the states. The main question of the study is that what has been the role of cultural tools in expanding international policies of the great powers since September 11, 2001 insofar? The main hypothesis is that America beside China has had more success in promoting its international policies through cultural tools because of its executive plans over the decades after the World Wars. Moreover, the sub-hypothesis of the study is that according to China's recent economic progress and also considering the fact that the economy is cultural activities’ main motivator and supporter, in the near future we will witness the coordination between China and America in terms of using cultural tools. The methodology of the research is descriptive-analytical and the data were collected through library research. The results show that America has been the most successful global power by applying cultural policies and using cultural tools in expanding its soft power over several decades. However, on the other hand, China through precise and widespread plans over the past three decades has sought to gain America’s place in all areas.

 

Keywords: Cultural Tools, Soft Power, Great Power, America, China