مقاله 1. دوره دوم، شماره 23، آبان 1396

دانلود اصل مقاله

نویسندگان:

احمد جهانی‌نسب1

 

1- دانشجوی دکتری علوم سیاسی گرایش اندیشه سیاسی، مدرس دانشگاه پیام نور استان مازندران

 

چکیده

سده میانه در اروپا نشان دهنده حاکمیت مطلق نهاد کلیسا در حوزه‌­های مختلف زندگی مردم است که در نهایت فعالیت آن با رنسانس یا نوزایی متوقف گردید. تاریخ هر کشوری ممکن است شاهد حوادث مهم و نقاط عطفی باشد که منجر به رشد و شکوفایی آن شود. رنسانس یا نوزایی یکی از آن نقاط عطف و مهم تاریخ اروپا محسوب می­‌شود که با دگرگونی­‌هایی که در تمامی ابعاد بر جای گذشت، شیرازه نظام قرون وسطایی را از هم پاشیده و اروپا را وارد عصر جدید ساخت. باتوجه به مطالعات انجام شده براساس روش جمع‌­آوری داده­‌ها به صورت اسنادی و کتابخان‌ه­ای، نتایج بدست آمده نشان می­‌دهد که عبور از سده میانه و ورود به عصر رنسانس در اروپا دارای مولفه­‌های اساسی بوده است که زمینه­‌ساز رشد اروپا در چند سده اخیر شده است. ویژگی­‌هایی نظیر اومانیسم یا انسان­‌محوری و راسیونالیسم یا خردگرایی. همچنین در این مسیر افراد تأثیرگذاری ظاهر شدند که در واقع بعنوان کاتالیزور، این فرایند را سرعت بخشیده و به مقصد رساندند. مقاله پیش‌­رو، به دنبال مطالعه و بررسی نقش رنسانس و پیامدهای آن در جهت رشد و پیشرفت اروپا می‌باشد. نوشتار حاضر تلاش دارد این مهم را بررسی کند.

 

واژگان کلیدی: اومانیسم، رنسانس، رفرماسیون، فلسفه غرب، قرون وسطی.