مقاله 4. دوره دوم، شماره 22، مهر 1396

دانلود اصل مقاله

نویسندگان:

آرزو روانستان1

 

1- دانشجوی دکتری روابط بین‌الملل، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال

 

چکیده

بي‌شك امروزه دموكراسي بعنوان تنها شكل مقبول نظام‌هاي سياسي جهان است و اين پيروزي نظام‌هاي دموكراسي بر ساير نظام‌هاي سياسي كه با آغاز شكل‌گيري نظام‌هاي مشروطه در جهان به وجود آمده، مديون سلسله جنبش‌هاي دموكراسي‌خواهي است كه طي چهار موج از اوايل قرن نوزدهم تاكنون به تفوق نظام‌هاي دموكراتيك بر ساير اشكال نظام‌هاي سياسي انجاميده است. مقاله حاضر ضمن نگاهي گذرا به نحوه شكل‌گيري و فرايند تكامل اين جنبش‌هاي اجتماعي در جهان‌، درصدد است تا با بررسي تأثير اين جنبش‌ها بر رابطه دولت و جامعه، تأثيرات اين نوع جنبش‌هاي دموكراسي‌خواهي را بر رابطه دولت و جامعه در ايران از آغاز شكل‌گيري نظام مشروطه تاکنون موردبحث و بررسي قرار دهد. البته نقطه تمركز اين نوشتار سال‌هاي 1376 الي 1384 است، بگونه‌ای كه تقويت فعاليت احزاب و سازمان‌هاي غيردولتي، توجه به جهاني‌شدن در برنامه توسعه و گفتمان مردم‌سالاري ديني به همراه مشاركت سياسي از عمده عناصر متأثر از اين جنبش می‌باشند كه تأثير عمده‌اي در تقويت رابطه دو‌سويه دولت و جامعه در مقطع زماني فوق داشته‌اند، بگونه‌ای كه در عرصه بين‌المللي نيز اسباب تنش‌زدايي را فراهم نمود.

 

واژگان کلیدی: جنبش دموكراسي‌خواهي، دولت و جامعه، گفتمان دموكراسي، ‌مشاركت سياسي.